الشيخ حسين المظاهري
186
اخلاق در خانه (فارسى)
است . وقتى آرامش در خانه نباشد براى زن سلول است . موجب ضعف اعصاب است . ديگر تفريحگاه نيست . بعضى اوقات اتفاق مىافتد مرد مىخواهد در گوشهى كوچه ، قهوهخانه ، تا نصف شب بنشيند ؛ اما خانه نرود . بعضى اوقات زن حاضر نيست به شوهرش نگاه كند . و تقصير خود ماست كه اين تكيهگاه را با اين حرفهاى ناهنجار ، توقعات بى جا و بالاخره تحميلها شكستيم يا مىشكنيم . بايد ولو زن و مرد پير شده باشند با جمالترين لفراد باشند . شماا خيال نكنيد جمال فقط اين است كه كسى آرايش بكند . نه . جمال واقعى آن است كه در چشم انسان داراى جمال باشد . در داستان ليلى و مجنون كه شايد واقعيت هم نداشته باشد ، قضيهى ليلى و مجنون يا قضيهى شيرين و فرهاد پندهاى خوبى ديده مىشود . مىگويند آوازهى عشق ليلى و مجنون به پادشاه آن زمان رسيد و اين دو را خواست . وقتى كه رفتند پادشاه نگاهى به ليلى كرد و ديد يك زن بياباننشين ، سياه ، داراى لبهاى بزرگ و يك زن به تمام معنى زشت است . تعجب كرد كه با اين آوازهى عشق مجنون به ليلى ، ليلى اين است ، مجنون متوجه شد ك شعر خواند خيلى عالى كه : اگر بر ديدهى مجنون نشينى به غير از حسن از ليلى نيبنى گفت تو بيا روى چشمهاى من بشين ، از عينك چشم من نگاه كن ، از عينك محبت و عشق من نگاه كن آن وقت كار مىرسد به اينجا . به او مىگفتند مجنون ! اينكه سياه است مىگفت : مْشك